تبلیغات
.::پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران|سایت مرجع مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی كشور::.
تبلیغات

منوی اصلی

فهرست موضوعی
 تعریف مهندسی صنایع (3)
 تاریخچه مهندسی صنایع (14)
 اصول مهندسی‌ صنایع (5)
 گرایشهای مهندسی صنایع (6)
 کلیدواژه مهندسی صنایع (12)
 نرم‌افزار مهندسی صنایع (7)
 ارگونومی (1)
 الگوبرداری تطبیقی (6)
 برنامه‌ریزی منابع سازمانی (4)
 پژوهش در عملیات (4)
 تفکر ناب (2)
 تولید ناب (5)
 تئوری بهینه‌سازی (1)
 حسابداری مدیریت (3)
 شش سیگما (5)
 طرح‌ریزی‌واحدهای‌صنعتی (1)
 صنایع خودروسازی (22)
 کارشناسی ارشد (8)
 مبانی سازمان و مدیریت (11)
 مدیریت استراتژیک (2)
 مدیریت پروژه (25)
 مدیریت تکنولوژی (3)
 مدیریت تعارض (1)
 مدیریت تغییر (1)
 مدیریت دانش (11)
 مدیریت ریسک (3)
 مدیریت زنجیره تامین (10)
 مدیریت کیفیت (23)
 مدیریت منابع انسانی (9)
 مهندسی ارزش (4)
 مهندسی مجدد (10)
 مهندسی معکوس (3)
 نگهداری و تعمیرات (8)
 هیوریستیک‌ها (3)
 عمومی (5)
 TRIZ (4)
 RFID (2)

نظرسنجی

کاربر محترم ، پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران به چه میزان توانسته است در ارتقای سطح و افزایش دانش شما در زمینه مهندسی صنایع و مفاهیم مرتبط آن موثر عمل نماید ؟




 

آیا تاكنون برای انجام كارهای شخصی روز آینده خود آنها را دسته‌بندی كرده‌اید ؟ اگر اینگونه بوده در حقیقت شما نیز برای مدیریت پروژه كارهای انجام نشده فردا از WBS كمك گرفته‏اید .

در این گام ، دو نوع ساختار شكست كار برای هر پروژه تعریف می‌نماییم :

 

1 - ساختار فیزیكی اقلام قابل تحویل  (PCWBS):

ساختار فیزیكی تقسیم كار پروژه  (PCWBS), تجزیه سلسله مراتبی و سطح به سطح یك پروژه به اقلام قابل تحویل (Deliverables) است و اقلام قابل تحویل , خروجیهایی هستند كه در انتهای پروژه تحویل می‌گردند كه می‌توانند محصولات , تجهیزات , ماشین‌آلات ، تسهیلات ، سخت‌افزار , نرم‌افزار , دستورالعملها و مدارك یا مجموعه‌ای از آنها باشند. عناصر PCWBS همیشه با اسم تعریف می‌شوند نه با فعل .

هدف از تهیه این ساختار عبارتست از :

1- شكستن محدوده كار به اجزاء كوچكتر و قابل‌مدیریت كه این اجزاء قابل پیش‌بینی , برنامه‌ریزی . قابل‌ تخصیص به فرد یا افراد مسئول و یا دپارتمان ، جهت تشكیل می‌باشند.

2- ایجاد همزبانی بین صاحبان ، پیمانكاران , مشاورین و دست‌اندركاران پروژه .

3- به حداقل رساندن احتمال نادیده گرفته شدن بخشی از پروژه .

4- احراز اطمینان از بررسی تمامی اقلامی كه بدون تكرار شدن در انتهای پروژه می‌بایست تحویل گردند .

مهمترین روشهای تقسیم و تفكیك اقلام پروژه عبارتند از :

1- بر اساس واحدهای فیزیكی  : یعنی اقلام هر سطح بر اساس مشخصات فیزیكی آن تقسیم‌بندی می‌شوند.

2- بر اساس تقسیمات جغرافیایی : در صورتیكه پروژه به مكانهایی كه در آنها انجام می‌شود بستگی داشته باشد , تقسیم اقلام پروژه بر اساس مكانهای جغرافیایی انجام خواهد شد .

3- بر اساس سلسله مراتب زمانی : در این روش توالی انجام هر فاز پس از دیگری مدنظر قرار می‌گیرد و اقلام قابل تحویل هر فاز پیش‌نیاز انجام فازهای بعدی می‌باشند .

4- بر اساس ساختار سازمانی : در این روش ساختار پروژه و ساختار سازمانی بر یكدیگر منطبق می‌شوند . به عبارتی اقلام پروژه به واحدهای سازمانی مسئول هر یك شكسته می‌شود . در این روش نام واحدها و سازمانهای سهیم در اجرای پروژه در سطح دوم نمودار    PCWBS  قرار می‌گیرد .

قابلیتها و مشخصات PCWBS عبارتند از  :

1-      جمع‌پذیری .

2-      بررسی از بالا به پایین تا محصولی از قلم نیفتد .

3-      هدایت طبیعی برنامه‌ریزی از اقلام به فعالیتها .

4-      ایجاد زمینه نظارت بر پروژه .

5-      تاكید داشتن بر چیزها (Things) نه فعالیتها (Activities) .

 

2 - ساختار عملیاتی تقسیم كار پروژه ( FWBS or Functional WBS)

ساختار عملیاتی شكست كار ، تجزیه سلسله مراتبی و سطح به سطح عملیات یك پروژه است ؛ منظور از عملیات , تلاش و انرژیی است كه جهت بدست آوردن اقلام قابل تحویل پروژه موردنیاز خواهد بود ؛ این تلاش و انرژی در قالب تخصصها و رده‌های تخصصی مختلف نمایان و مستند می‌شود . پروژه بایستی به چند مرحله كاملا متمایز دسته‌بندی گردد و چون كلیه فعالیتهای خروجی در هر مرحله , ورودی برای مرحله بعدی می‌باشد بایستی كلیه تغییرات در هر مرحله تحت كنترل درآیند .

معیارهای تقسیم FWBS عبارتند از :

1- ساختار سازمانی : در صورتیكه بر اساس Function سازماندهی شده باشد .

2- ماهیت كارها : در این معیار عملیات موردنیاز جهت تكمیل و تحویل هر یك از اقلام   PCWBS  بررسی و سپس این عملیات گروه‌بندی می‌شوند .

3- چرخه عمر پروژه (Project life cycle) : مهندسی , تداركات , ساخت , نصب و راه‌اندازی .

در تهیه FWBS توجه به نكاتی چند ضروریست :

1- عناصر FWBS به صورت فعل هستند و نه اسم .

2- لازم نیست كه سطح شكست در تمامی عملیات به یك اندازه باشد ؛ یك عملیات ممكن است كه تا سطوح بسیار تفضیلی شكسته شود در حالیكه عملیات دیگر در سطح كلی تعریف گردد .

3- FWBS را بر اساس سطحی كه مدیریت و كنترل خواهد شد (كنترل عبارتست از تجزیه‌وتحلیل موجود , مقایسه برنامه با عملكرد و تصمیم‌گیری در موارد بعدی) و یا بر اساس سطحی كه نظارت خواهد گردید تهیه می‌شود . (نظارت عبارتست از جمع‌آوری داده‌ها و ارایه گزارشات .)

در گام آتی روش دلفی را تعریف می‌نماییم ...


دلفی نام محل تشكیل جلسات نمایندگان یونان باستان بوده ‌است ؛ جایی كه مشكلات آتن به رای دانشمندان آن زمان گذاشته ‌می‌شد .

روش ‌دلفی ، همان اجماع صاحب‌نظران روی مساله‌ای خاص است . از این روش برای دستیابی به بهترین گزینه ، هنگامیكه نظر افراد درگیر مهم است یا هرگاه كه پیچیدگی‌های مساله به‌گونه‌ای است كه نمی‌توان از روش‌های معمول مساله را حل‌كرد ، استفاده ‌می‌شود .

اساس روش دلفی بر جمع‌آوری نظرات كلیه‌ كارشناسان كلیدی استوار است ؛ در این روش ، مدیر یا فرد متولی حل مساله ، فرمی تهیه‌كرده و سوال موردنظر را روی آن درج‌ می‌كند و این فرم را برای كلیه‌ افراد مهم ارسال ‌كرده از آنها می‌خواهد در مدت ‌زمان مشخصی سوالات را پاسخ ‌گویند . پس ‌از بازگشت پاسخها ، مدیر آنها را بررسی و دسته‌بندی‌ می‌كند . او می‌تواند بحث كوچكی روی هر پیشنهاد انجام‌ دهد و تحلیل‌ كند كه آیا روش پیشنهادی شدنی هست یا خیر . پس ‌از آن ، مدیر برگه‌هایی حاوی فهرست كامل پیشنهادات تهیه و آنها را برای تمام افراد ارسال‌ می‌كند و سپس آنها را در جلسه‌ای حضوری گردهم ‌آورده و مدل‌های پیشنهادی را به‌ بحث می‌گذارد تا در نهایت یكی انتخاب ‌شود . مزیت این روش این است كه افراد در هنگام ارائه‌ پیشنهاد تحت‌تاثیر عقاید یكدیگر قرار نمی‌گیرند و تاثیر جمع را احساس ‌نكرده ، آزادانه و به دور از تشویش حضور در جمع ، نظرات خود را ابراز می‌كنند . نقد گروهی كارشناسان ، چه بسا به‌ بهبود برخی پیشنهادها منجر گردد و در نهایت منتج به نتیجه‌ای كارساز شود .

در گام آتی از فازهای انجام پروژه خواهیم گفت ...


رویكرد انجام پروژه به پنج فاز تقسیم می‌شود . در این گام به بیان خلاصه‌ای از این مراحل خواهیم پرداخت :

 

فاز اول : آغازپروژه

فاز آغازین پروژه ، بر چگونگی پیدایش دید نسبت به پروژه و تعیین اهداف تاكید دارد . در این فاز ، برخی عناصر كلیدی مجزا گردهم ‌آمده ، هسته‌ اولیه‌ تیم ‌پروژه را ، برای آغاز فاز دوم تشكیل‌ می‌دهند . مراحل عمده‌ این فاز عبارتند از :

Ø       تشخیص اینكه یك پروژه باید انجام‌شود .

Ø       تخمین اینكه پروژه چه‌چیز را باید ارائه‌دهد .

Ø       تعریف اهداف ‌كلی پروژه .

Ø       تعیین انتظارات كلی مشتریان ، مدیریت و سایر افراد مهم‌ درگیر .

Ø       تعیین محدوده‌ كلی پروژه .

Ø       انتخاب اعضای اولیه‌ تیم‌پروژه .

 

فاز دوم : برنامه‌ریزی

فاز برنامه‌ریزی‌پروژه شامل تعیین منابع ‌لازم برای انجام پروژه ، برنامه‌ریزی ، زمانبندی و تهیه‌ بودجه‌ پروژه است . از فعالیت‌های مهم این فاز تبدیل اهداف به فعالیت‌های ملموس و تشكیل گروه‌های كاری برای انجام این فعالیت‌هاست . مراحل عمده‌ این فاز عبارتند از :

Ø       پالایش محدوده‌ پروژه ، به‌معنای برقراری تعادل بین سه ‌عامل نتیجه (كیفیت) ، زمان و منابع (هزینه) .

Ø       تهیه‌ فهرست فعالیت‌هایی كه برای دست‌یابی به اهداف پروژه لازم‌الاجرا می‌باشند .

Ø       تعیین بهترین ‌شكل توالی فعالیتها .

Ø       تهیه‌ یك برنامه و بودجه‌ كارا جهت تخصیص منابع به فعالیتها .

Ø       گرفتن تاییدیه‌های لازم برای برنامه‌ پروژه .

 

فاز سوم : اجرا

فاز اجرای پروژه شامل فعالیت‌های هماهنگ‌سازی و راهبری تیم ‌پروژه به‌سوی انجام موثر فعالیت‌های پروژه ، مطابق برنامه‌ به‌دست‌آمده در فاز پیشین است . در این بخش ، بر روی انجام درست كار توسط منابع تاكید می‌گردد . برخی فعالیت‌های مهم این فاز عبارتند از:

Ø       رهبری تیم ‌پروژه .

Ø       برگزاری جلسات با اعضاء تیم .

Ø       ارتباط با افراد مهم درگیر .

Ø       حل‌وفصل مناقشات و درگیری‌هایی كه در طول اجرای پروژه پدید می‌آیند .

Ø       تامین منابع ‌موردنیاز (پول ، نیروی‌انسانی ، تجهیزات) برای اجرای درست برنامه‌ پروژه .

 

فاز چهارم : هدایت و كنترل

فاز كنترل ، مرحله‌ایست كه در آن بر چگونگی انجام پروژه نظارت ‌می‌شود . در واقع این فاز و فاز قبل همزمانی‌هایی دارند و كل فازهای دوم تا چهارم تشكیل یك چرخه می‌دهند . در این مرحله به اندازه‌گیری میزان دست‌یابی به اهداف تعیین‌شده پرداخته ، فرمانهایی برای منطبق‌كردن مجدد اجرا بر برنامه و حذف مغایرت‌هایی كه بر نتایج پروژه و زمان تحویل یا كیفیت آنها اثر دارد ،‌ صادر می‌شوند . تاكید این فاز بر روی چگونگی برخورد موثر مدیر با تاخیرات ناخواسته ،‌ تخطی از سقف بودجه یا تغییر محدوده‌ پروژه است . در این فاز است كه مدیر باید بهترین گزینه را برای حل مشكلات پروژه انتخاب ‌كند . مراحل این فاز عبارتند از :

Ø       نظارت بر اجرا و گزارش اختلاف‌ها با برنامه .

Ø       اتخاذ تصمیمات اصلاحی برای منطبق ‌كردن اجرا با برنامه .

Ø       دریافت ، ارزش‌گذاری و تصمیم درباره‌ تغییرات ‌پروژه كه ازسوی افراد مهم ‌درگیر یا اعضای تیم‌ پروژه پیشنهاد می‌شوند .

Ø       برنامه‌ریزی مجدد پروژه در صورت نیاز .

Ø       تطبیق سطوح منابع در صورت‌ نیاز .

Ø       اصلاح محدوده‌ پروژه .

Ø       بازگشت به برنامه برای تطبیق نتایج و اهداف و گرفتن تاییدیه‌های لازم .

 

فاز پنجم : بستن پروژه

آخرین فاز پروژه ، بستن پروژه است ؛ زمانی كه بازتاب همه‌ فعالیت‌ها و تلاش‌های انجام‌شده را می‌توان ‌دید . بی‌شك مهم‌ترین فاز پروژه ، بستن آن است و هنر مدیر در اتمام موفقیت‌آمیز پروژه است . اغلب پایان پروژه با تمام‌ شدن بودجه و مناقشات پیمانكار و كارفرما همراه ‌است . گرفتن تاییدیه‌ قبول نتایج پایانی پروژه ، مهمترین فعالیت این فاز است ؛ مراحل فاز بستن پروژه :

Ø       كسب و مستند كردن نتایج و دانش .

Ø       بازبینی روند اجرای پروژه و نتایج با تیم‌ پروژه و افراد مهم ‌درگیر .

Ø       توقف‌ عملیات اجرایی و انحلال تیم‌ پروژه .

Ø       بازبینی تجربیات پروژه .

Ø       نوشتن گزارش نهایی پروژه .

 

لازم به ذكر است فازهای دو تا چهار یعنی‌ برنامه‌ریزی ، اجرا و كنترل در یك‌ چرخه قرار دارند ؛ این به ‌دلیل ماهیت وابستگی درونی این فازها به‌ یكدیگر است . مثلا گاهی لازم ‌است تا برنامه‌ پروژه با توجه به تجربیات بدست‌آمده در حین اجرا ، یا بواسطه‌ تغییرات پدیدآمده در طول پروژه ، اصلاح‌ شود و نتایج اصلاح مجددا برای اجرا ارسال‌ گردد .


واژه TRIZ برگرفته شده از حروف اول كلمات در عبارت روسی زیر می‌باشد :

(Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch)

كه برابر انگلیسی آن عبارت Theory of Inventive Problem Solving (با مخفف TIPS) است كه به معنای نظریه حل ابداعانه مساله می‌باشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می‌شود و متداول شدن این نام به این علت است كه بنیانگذار آن ، دانشمند خلاقیت‌شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) می‌باشد .

دانش TRIZ با نامها و عنوانهای توصیف‌گر مختلفی همانند نوآوری نظام‌یافته ، خلاقیت اختراعی ، فناوری خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی اختراع ، الگوریتم اختراع ، روش‌شناسی حل مساله‌های ابداعی ، روش‌شناسی حل ابتكاری و ابداعانه مساله ، مهندسی خلاقیت و نوآوری ، روش‌شناسی خلاقیت ، خلاقیت‌شناسی اختراع ، خلاقیت‌شناسی فناوری و مواردی از این قبیل نامیده می‌شود .

 دانش TRIZ می‌تواند در دامنه‌ای از یك طیف مفهومی و گستره‌ای از تعاریف قرار گیرد كه یك انتهای آن نوعی جهان‌بینی خلاق یا رویكردی جامع به علوم و فناوری و انتهای دیگر آن انواعی از ابزارهای حل خلاق مساله و فنون خلاقیت و نوآوری را شامل گردد .

آلتشولر TRIZ را تحت عنوان علم فناوری خلاقیت و نوآوری می‌داند ؛ با نتیجه‌گیری از دیدگاه آلتشولر می توان TRIZ را نوعی علم خلاقیت‌شناسی (Creatology) دانست .

یكی از دانشمندان برجسته TRIZ به نام سیمون ساورانسكی این دانش را چنین تعریف كرده است :

TRIZ ، یك دانش انسانگرای مبتنی بر روش‌شناسی نظام‌یافته برای حل ابداعانه مساله است .

همچنین برخی صاحبنظران  TRIZ را این چنین تعریف می‌كنند :

TRIZ عبارت است از نوعی رویكرد الگوریتمی برای حل ابداعانه مسائل فنی و فناورانه .

با توجه به عنوانهای توصیف‌گر مختلفی كه برای نامیدن TRIZ ذكر كردیم می‌توانیم به شناخت بیشتری درباره مفهوم كلی دانش TRIZ دست یابیم . در گام آتی تاریخچه این دانش را بیان خواهیم نمود ...


شالوده‌های دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنریچ آلتشولر بر اساس نتایج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پایه‌گذاری شد .

آلتشولر كه به پدر TRIZ شهره است در سال 1926 در روسیه متولد گردید ؛ وی كه از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات كنجكاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن چهارده سالگی انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به كار شد .

كار او كمك به مخترعین برای ثبت اختراعاتشان بود ؛ او در حین كار ، گاهی به حل مسائل فنی آنان كمك می‌كرد . در این دوران بود كه او دریافت حل مسائل فنی كه منجر به اختراع و نوآوری می‌شود به اصول و روشهایی فراتر از تكنیكهای خلاقیت شناخته‌شده تا آن هنگام نیاز دارد . آلتشولر در طی مطالعات خود به این نتیجه مهم رسید كه یك نظریه اختراع بایستی دارای چند ویژگی اصلی از جمله موارد زیر باشد :

1- شامل یك فرایند گام‌به‌گام و نظام‌یافته باشد .

2- بتواند از میان گستره‌ای از راه‌حلها ، مستقیما به بهترین راه‌حل (راه‌حل ایده‌آل یا كمال) منجر گردد .

3- دارای ویژگی تكرارپذیری باشد .

4- بتواند ساختاری برای دانش ابداع ارائه نماید .

آلتشولر بیش از بیست‌هزار اختراع ثبت شده (Patent) را مورد بررسی قرار داد تا متوجه شود اختراعات به عنوان مساله‌های ابداعی (یعنی مساله‌هایی كه راه‌حل آنها مشخص نیست و بایستی آن را با روشهای خلاق و ابداعی كشف نمود .) چگونه حل شده‌اند .

از بین این تعداد آلتشولر چهار‌هزار اختراع مهم و برجسته و به عبارتی راه‌حلهای خلاق و ابداعی اصلی را مورد مطالعه عمیقتر قرار داد . براساس نتایج حاصل از این نوع مطالعات خلاقیت‌شناسی تحلیلی ، آلتشولر به كشفیات بسیار مهمی دست یافت و اصول ، مفاهیم و روش های TRIZ را به عنوان یك علم نوین و بسیار باارزش به جهان ارائه نمود .

البته این خلاقیت و نوآوری فوق‌العاده مهم آلتشولر متاسفانه همانند بسیار از كشفیات و اختراعات كوچك و بزرگ تاریخ در ابتدا درك نشده و با انواع مخالفتها ، مقاومتها و بی‌مهری‌های تاسف‌برانگیز (آنچه كه در خلاقیت‌شناسی تحت عنوان اینرسی خلاقیت  و نوآوری نامیده می‌شود .) مواجه شد و آلتشولر همانند بسیاری از دانشمندان و مخترعین سختیها و مرارتهای بسیار زیادی را متحمل گردید كه مطالعه آن حاكی از اراده والا و تلاش و پشتكار شگفت‌انگیز آنان است .

به دلیل بی‌توجهی‌ها و مخالفتها در آن زمان ، TRIZ نتوانست به خوبی در روسیه ایفای نقش نماید اما پس از پایان جنگ جهانی دوم و گسترش ارتباطات ، كشورهای اروپایی ، آمریكا ، ژاپن و دیگر كشورها با دانش TRIZ آشنا شده و با پی بردن به اهمیت فوق‌العاده زیاد آن بلافاصله آن را جذب كرده و ضمن بكارگیری ، در صدد رشد و توسعه آن برآمدند .

چنانكه در حال حاضر درباره TRIZ به عنوان یك دانش تخصصی تحقیقات وسیعی به عمل   می‌آید و اصول و مفاهیم آن توسط بسیاری از دانشمندان ، پژوهشگران ، مدیران ، مهندسان و كارشناسان رشته‌های مختلف علمی در جهت حل مسائل و ایجاد نوآوری­ها به كار گرفته می‌شود و همچنان به سرعت در حال گسترش و تكامل است .

بزرگترین خلاقیت و نوآوری آلتشولر به عنوان یك دانشمند علوم و مهندسی ، یك دانشمند خلاقیت‌شناس و نیز به عنوان یك مخترع ، خلاقیت و نوآوری او درباره خود موضوع خلاقیت و نوآوری بود .

آلتشولر به عنوان مخترع فنون اختراع و پایه‌گذار دانش TRIZ ، با تلاش و پشتكار بسیار زیاد به مدت پنجاه‌ودو سال در راستای رشد و توسعه آن كوشید و یكی از اصلی‌ترین و موثرترین بنیانگذاران علم خلاقیت‌شناسی و از بزرگترین دانشمندان قرن بیستم محسوب می‌شود . (آلتشولر در سال 1998 در آمریكا از دنیا رفت) نقش و اهمیت نظریه TRIZ شاهكار علمی آلتشولر به قدریست كه از جنبه‌ای می‌تواند در ردیف نظریه‌های علمی بزرگی مانند نظریه كوانتومی و نظریه نسبیت قرار گیرد و آلتشولر را با دانشمندان بزرگی مانند پلانك ، انیشتین ، شرودینگر ، پیاژه و پائولینگ همسنگ نماید .

در گام آتی از اجزای اصلی دانش TRIZ خواهیم گفت ...


به طور كلی مجموعه نتایج حاصل از خلاقیت‌شناسی تحلیلی اختراعات توسط آلتشولر كه تشكیل دهنده دانش TRIZ است شامل مفاهیم مختلفیست كه مهمترین آنها به صورت فهرست‌وار بیان می‌نماییم :

 

1- قانون افزایش سطح ایده‌آل بودن (قانون كمال) : به این معنی كه نظامهای فنی همواره به سمت افزایش درجه ایده‌آل بودن یا كمال خود پیش می‌روند . ایده‌آلی یا سطح ایده‌آل بودن عبارت است از نسبت مجموع كلیه جنبه‌های مثبت و مفید سیستم به مجموع كلیه جنبه‌های منفی و مضر سیستم .

 

2- سیستم چهار مرحله‌ای حل مساله :

2-1- شناخت مساله .

2-2- فرمول‌بندی مساله .

2-3- جستجوی مسائل قبلا حل شده . (استفاده از سی‌ونه پارامتر مهندسی)

2-4- استفاده از الگوهای راه‌حلهای كشف شده . ( بكارگیری چهل اصل اختراع)

 

3- سطوح پنجگانه حل مساله و نوآوری :

3-1- راه‌حلهای مشخص .

3-2- بهبودهای كوچك .

3-3- بهبودهای بزرگ .

3-4- مفاهیم جدید .

3-5- كشف‌های بنیادی .

 

4- تحلیل ماده-میدان (تحلیل Vepol) :

با استفاده از این تحلیل مسائل به طور كلی به دو دسته تقسیم می‌شوند :

4-1- مسائل آشنا (مانوس) ، تحت عنوان مسائل استاندارد .

4-2- مسائل ناآشنا (نامانوس) ، تحت عنوان مسائل غیر استاندارد .

 

5- قوانین هشتگانه تحول و تكامل نظامهای فنی (قوانین پیشرفت فناوری) .

 

6- هفتادوشش راه حل ابداعانه استاندارد :

مسائل استاندارد شناخته شده با تحلیل Vepol می‌توانند با استفاده از این هفتادوشش راه‌حل ابداعانه استاندارد ، حل شوند .

 

 7- ماتریس تناقض‌ها :

 در نظریه TRIZ از مساله ابداعی تحت عنوان تناقض تعبیر می‌شود كه معنای آن دو موقعیت متضاد یا دو كیفیت متعارض است ؛ یعنی افزایش سطح كیفیت یكی موجب كاهش سطح كیفیت دیگری می‌شود و حل ابداعانه مساله ، كشف راه حل این تناقض می‌باشد .

 

8- چهل اصل برای اختراع و نوآوری .

 

9- مجموعه ای از تاثیرات علمی اساسی :

شامل تاثیرات فیزیكی ، شیمیایی ، هندسی و زیست‌شناختی .

 

10- روش ARIZ (الگوریتم حل ابداعانه مساله) :

ARIZ یك دستورالعمل نظام‌یافته برای شناسایی راه‌حل مسائل غیراستاندارد با استفاده از قابلیتهای فنون و روشهای خلاقیت می‌باشد .

 

در گام آتی از فواید و كاربردهای این دانش خواهیم گفت ...


با استفاده از دانش TRIZ می‌توان به نتایج و دستاوردهای متعددی یافت كه در ذیل به شماری از آنها اشاره می‌نماییم :

1- دستیابی به نوعی نگرش جامع علمی به ابداعات و اختراعات .

2- شكل‌گیری جنبه‌های بسیار مهمی از علم خلاقیت‌شناسی .

3- دستیابی به نوعی جهان‌بینی خلاق .

4- كشف انواعی از راه‌حلها برای مسائل ابداعی یعنی مسائلی كه با روشهای معمولی و متداول ، راه‌حل آنها به دست نمی‌آید .

5- دستیابی به بهترین و موثرترین راه‌حلها برای انواع مسائل علمی ، فنی ، انسانی و اجتماعی .

6- پیش‌بینی روند ابداعات و اختراعات در آینده . (خلاقیت‌شناسی آینده‌شناختی)

7- ارائه آموزشهای نوین مبتنی بر TRIZ در مدارس و دانشگاه‌ها . (خلاقیت‌شناسی پرورشی مبتنی بر TRIZ)

8- تسهیل و تسریع روند رشد و توسعه علوم و فناوری .


سازمانهای یادگیرنده پدیده‌هایی هستند كه با شروع دهه نود میلادی مطرح شدند . علت پدیدار شدن چنین سازمانهایی شرایط ، نظریه‌ها و تغییر و تحول در محیط‌های سازمانی قبل از دهه مذكور بوده است به گونه‌ای كه تمام سازمانها تلاش گسترده‌ای را برای بقای خود آغاز كرده بودند و برای آنكه بتوانند خود را در محیط پرتلاطم اطراف خود حفظ كنند می‌بایست از قالب‌های غیرپویا خارج و به سمت سازمان یادگیرنده متحول شوند ؛ یعنی در ساختار و اساس خود تغییرات عمیقی ایجاد كنند .

سازمانها پیش از این در محیطی پایدار به سر می‌بردند و وقایع آینده تقریبا قابل پیش‌بینی بودند ، به طوری كه مدیران می‌توانستند در شرایط مطمئن برنامه‌ریزی كنند ؛ اما امروز محیط به شدت در حال تغییر است و تغییرات تكنولوژیك ، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی به سرعت سازمان را تحت تاثیر قرار می‌دهند . در این حالت ، مدیران نیاز دارند تا برای حفظ بقا ، سازمانها را با این دگرگونی‌ها هماهنگ سازند و برای دستیابی به این امر باید به یادگیری به عنوان پدیده‌ای ارزشمند بنگرند و بدینوسیله همواره خود را آماده پذیرش تغییرات كنند و كاركنان سازمان را نیز با دگرگونی‌ها همراه سازند . وقتی مدیران باور داشته باشند كه تغییرات در سازمان ضروری است ، می‌توانند مدیریت تغییر را در سازمان خود بر عهده گیرند ؛ در مدیریت تغییر لازم است:

Ø       حالت مطلوب سازمانی برای مدیران شناخته شده باشد .

Ø       وضعیت موجود سازمان توصیف گردد .

Ø       شكاف وضع موجود و وضع مطلوب برای مدیران مشخص باشد .

ویژگی‌های سازمانهای یادگیرنده :

1- در سازمانهای یادگیرنده تمامی اجزا به هم ارتباط و پیوندی عمیق دارند ، به طوری كه پیتر دراكر این گونه سازمانها را به اركستری تشبیه می‌كند كه هر كس ساز خود را می‌زند ، اما نكته مهم این است كه تمامی نوازندگان عمیقا تابع و مرتبط با رهبر اركستر هستند و نتیجه كار ، یك آهنگ موزون است .

طبیعت سازمانهای یادگیرنده امروزی نیز چنین است كه با پرسنل گسترده و با فرهنگ‌های متفاوت ، همچنان در حال رشد و فعالیت هستند ؛ نظیر شركت‌های IBM یا مایكروسافت .

2- از ویژگی‌های دیگر سازمانهای یادگیرنده ، روانی جریان اطلاعات در این سازمانهاست . این روانی ، باعث افزایش دانش و رشد مدیریت نیروی انسانی در سازمان می‌شود ؛ با رشد دانش پرسنل ، میزان هوش سازمانها افزون و بهره‌وری آنان ارتقا می‌یابد .

3- از سوی دیگر در این سازمانها ، كاركنان به علت آموزش‌های مكرر و تفویض اختیاری كه به آنها می‌شود ، با ایجاد تیم‌های متعدد و انجام بحث‌های گروهی به ارتقای اطلاعات و توانمندی خود می‌پردازند . چنین روندی باعث می‌شود فرهنگی بسیار قوی در سازمان حاكم و آرمان یا دیدگاه مشتركی میان نیروی انسانی و سازمان فراهم آید .

4- چنین آرمان یا دیدگاه مشترك در یك سازمان ایجاد نمی‌شود مگر در سایه یك رهبر قوی سازمانی . در این حالت ، استراتژی كلی سازمان به صورت مشتركی خواهد بود ؛ این استراتژی از پایین به بالا تنظیم می‌شود ،‌ اطلاعات به صورت باز جریان دارد و تمامی بخش‌ها با اطلاعات و توانمندی بالایی كه به دست آورده‌اند در تعامل منطقی با یكدیگر قرار می‌گیرند .

در گام آتی از قواعد حاكم بر سازمانهای یادگیرنده خواهیم گفت ...


به طور كلی در سازمانهای یادگیرنده پنج قاعده یا فرمان وجود دارد كه جریان تفكر سیستمی از قواعد مهم در این سازمانهاست . این پنج قاعده عبارتند از :

1-      الگوهای ذهنی

2-      آرمان مشترك

3-      یادگیری تیمی

4-      قابلیت فردی

5-      تفكر سیستمی

برای ایجاد تفكر سیستمی در سازمان ، اولین گام جریان جزئی‌نگری و توجه به اجزاء است . دوم ، ریشه‌یابی مرزهای سیستم است (مرزبندی میان تمام بخش‌ها). در تفكر سیستمی ، ریشه‌ها به خوبی بررسی شده و به كمك الگوهای پویا ، تمامی علت‌ها و معلول‌ها مورد مطالعه قرار می‌گیرد .

یكی از زیرمجموعه‌های تفكر سیستمی ، مرزبندی میان بخش‌های یك سیستم است كه هویت سیستم در این مرزبندی مشخص شده و ارتباط میان سیستم و محیط در آن صورت می‌گیرد . تمامی داده‌ها و ستاده‌ها از مرز سیستم عبور می‌كنند و ریشه‌ مشكلات معمولا درون مرز سیستم جای دارند .

زیرمجموعه دیگر ، كل‌گرایی است . سیستم ، كلی است متشكل از مجموعه دو یا تعداد بیشتری از اجزاء كه رفتار هر جزء بر رفتار كل اثر می‌گذارد و وجودش بستگی به تعامل اجزاء با یكدیگر دارد .

آنچه كه در بحث ریشه‌یابی به عنوان زیرمجموعه مهم تفكر سیستمی سازمان مطرح است ، شناسایی ریشه مشكلات براساس تعامل اجزای سیستم با یكدیگر است . این شناسایی ممكن است بر اساس پویایی سیستم ، اجتناب از تمركز به وقایع و یافتن اهرم مناسب برای رفع مشكلات باشد .

رفتار بسیار مشهود و قابل توجه در سازمانهای یادگیرنده این است كه آنها با توجه به الگوهای ذهنی تكامل یافته ، همواره برای كل مسائل و مشكلات خود به سه عامل تأمل ، پرسش و تدافع توجه خاص دارند . این در حالی است كه سازمانهای ما بیشتر به تدافع می‌‌پردازند تا تأمل و پرسش . بهره‌وری محور اصلی سازمانهای یادگیرنده می‌باشد .

برای اینكه شركت‌ها زنده بمانند و در دنیای رقابت حضوری فعال داشته باشند ، باید مرتب در بالا بردن اطلاعات ، دانش و توانایی خودشان كوشش كنند و بر آموزش كاركنان ارزش قائل شوند . امروزه یادگیری از تمام دوره‌های گذشته ، اهمیت بیشتری پیدا كرده است . امروز باید فكر كردن و ایده دادن ، كل سازمان را شامل شود . این دیگر صحیح نیست كه در بالای سازمان فكر كنند و ایده دهند و در سطوح پایین عمل كنند . بلكه فكر كردن و عمل كردن مربوط به كلیه كاركنان در سطوح مختلف سازمان است .

رهبران سازمانهای یادگیرنده ، مسئولیت ایجاد امكانات و شرایط یادگیری را در سازمان دارند ؛ كاركنان باید به طور مستمر در یادگیری و بالا بردن دانش خود دخالت داشته باشند .

مدیریت‌های سنتی دیگر جوابگوی سازمانها با توجه به تحولات شرایط محیطی نیستند ، بلكه سازمانها باید روی نوآوری و خلاقیت تاكید داشته باشند .

نكته مهم در سازمانهای یادگیرنده ، نوع و نقش رهبری است . رهبران این سازمانها تفكر سیستمی دارند ، كمتر روی موضوعات روزمره تاكید دارند و بیشتر روی روندها و عواملی كه موجب تغییرات و تحولات می‌شوند ، تاكید می‌كنند .

در بلند مدت ، عملكرد عالی بستگی به آموختن عالی دارد . رهبران سازمانهای یادگیرنده مسئول بهبود مستمر بوده و شرایط را برای بالا بردن توانایی‌های كاركنان فراهم می‌سازند . رهبران سازمانهای یادگیرنده ضمن این كه از نظراتشان با استدلال حمایت می‌كنند ، از كاركنان سازمان نیز می‌‌خواهند آنها هم در ارائه نظرات مشاركت نمایند و آنها را تشویق می‌كنند كه اگر ایده ، نظر و یا اطلاعات متمایزی داشته باشند ، ارائه نمایند و كوشش می‌كنند نظرات دیگران را بفهمند ، به جای اینكه فقط روی نظرات خودشان تاكید داشته باشند . سازمانهای یادگیرنده كاركنانشان را تشویق می‌كنند كه مهارت‌های فردی ، گروهی و كیفیت كار خود را بهبود دهند . آنها از تجربیات خودشان و دیگران كه ممكن است مفید یا منفی باشد ، استفاده می‌كنند . افراد با مهارت‌ها و ارزش‌های كارشان مورد تحسین واقع می‌شوند و تمام عقاید و پیشنهادها قابل توجه و احترام است .

در دنیای گسترده اطلاعات امروز ، دانش جدید یك كالای باارزش محسوب می‌شود . پیتر دراكر از صاحب‌نظران بنام رشته مدیریت ، می‌گوید :

جوهر مدیریت این است كه بر پایه دانش كاربردی ، كار موثر ایجاد نماید .

كاربرد دانش ، توانایی بكارگیری آن است . به عبارت دیگر مهارت‌ها ، معلومات و رفتار برای انجام كار و اثبات تبحر به كار گرفته می‌شوند و توانایی در به كارگیری آموخته‌ها موجب افزایش تبحر می‌شود ؛ لذا دانش جدید به تبحر سازمانی به عنوان بخشی از سازمانهای یادگیرنده نیاز دارد كه روی مهارت‌ها و توانایی‌ها و نه فقط روی دانش و اطلاعات متمركز می‌شوند .


دو انقلاب در ابتدا و انتهای قرن بیستم رخ داد ؛ انقلاب آغازین همانا ظهور تولید انبوه و پایان عصر تولید دستی بود و انقلاب پایانی ظهور تولید ناب و خاتمه یافتن عصر تولید انبوه است . اكنون جهان در آستانه عصری جدید به سر می‌برد ، عصری كه در آن دگرگونی شیوه‌های تولید محصولات و ساخته‌های بشر چهره زندگی او را یكسره دگرگون خواهد كرد . پس از جنگ جهانی اول هنری فورد و آلفرد اسلون (مدیر جنرال موتورز) تولیدات صنعتی جهان را از قرون تولید دستی كه شركتهای اروپایی رواج داده بودند ، بدرآوردند و به عصر تولید انبوه كشاندند ؛ با ترویج این شیوه تولید در تمام صنایع ، ایالات متحده رهبر جدید شیوه‌های تولیدی گردید و صنعت خودروسازی ، موتور و قلب تپنده اقتصاد این كشور شد . در همین راستا ، پیتر دراكر در سال 1946 لقب صنعت صنعتها را به صنعت خودروسازی اطلاق كرد . همچنین تولید ناب در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم توسط تای‌چی‌اوهنو درشركت خودروسازی تویوتا در ژاپن مطرح گردید . مبحث تولید ناب در سال 1990 توسط جیمز ووماك و همكارانش از دانشگاه MIT در قالب یك كار تحقیقاتی با عنوان ماشینی كه جهان را تغییر داد منتشر گردید . او و همكارانش ، تولید ناب را به عنوان تركیبی از مدل تولید سنتی فورد و مدل كنترل اجتماعی در محیط تولید ژاپنی می‌شناسند ؛ بنابراین بحث تولید ناب و نیز سایر شیوه‌های تولیدی با صنعت خودروسازی گره خورده است و برای توصیف شیوه تولید ناب نیاز به بررسی سه شیوه تولیدی بالاست تا با مقایسه آنها تفاوت و امتیازاتشان معلوم گردد . در گامهای آتی به تشریح ، ازین سه متد تولیدی سخن خواهیم گفت ...


تعداد کل صفحات: 24  |  ...  12  13  14  15  16  17  18  ...  
 پیرامون سایت

پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران در سال 1384 با هدف دستیابی آسان و رایگان پژوهشگران عرصه مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی ایران به متون و مقالات تخصصی شکل گرفت ؛ این تلاش مرهون تخصص و کارآمدی محققین این حوزه است که ذکر نام آنها در کنار آثارشان تنها راه سپاسگزاری ما در این ساختار مجازی است

مصطفی هاشم زاده


آمار سایت
کل بازدیدها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
آخرین بازدید:
تعداد کل پست ها:
آخرین بروز رسانی:

آرشیو مطالب
  تیر 1390 (4)
  خرداد 1390 (1)
  فروردین 1390 (3)
  آبان 1389 (1)
  مهر 1389 (7)
  فروردین 1389 (1)
  اسفند 1388 (2)
  بهمن 1388 (11)
  دی 1388 (2)
  آذر 1388 (1)
  آبان 1388 (1)
  مرداد 1388 (3)
  تیر 1388 (4)
  اردیبهشت 1388 (2)
  اسفند 1387 (1)
  بهمن 1387 (2)
  دی 1387 (1)
  آذر 1387 (3)
  آبان 1387 (4)
  مهر 1387 (1)
  شهریور 1387 (6)
  مرداد 1387 (4)
  تیر 1387 (5)
  خرداد 1387 (1)
  اردیبهشت 1387 (1)
  فروردین 1387 (1)
  اسفند 1386 (1)
  بهمن 1386 (3)
  دی 1386 (3)
  آبان 1386 (3)
  مهر 1386 (1)
  شهریور 1386 (2)
  مرداد 1386 (104)
  تیر 1386 (47)
 لیست آرشیوها

جستجو در سایت
 


wwwieir
Google