فلسفه مدیریت منابع انسانی (آرمسترانگ ،1993)
در بیان فلسفه مدیریت منابع انسانی در سازمان میتوان به موارد ذیل اشاره نمود :
1- منابع انسانی مهمترین دارایی یك سازمان است و مدیریت اثربخش آنها كلید موفقیت سازمان است .
2- چنانچه سیاستها و رویههای مربوط به كاركنان سازمان با یكدیگر تطابق داشته و سهم قابلملاحظهای در دستیابی به اهداف سازمان و برنامههای استراتژیك داشته باشند ، دستیابی به موفقیت سازمانی محتملتر است .
3- فرهنگ و ارزشهای كلی ، شرایط سازمانی و رفتار مدیریتی كه از آن فرهنگ نشات میگیرد تاثیر زیادی بر دستیابی به تعالی مطلوب میگذارد ؛ چنین فرهنگی نیازمند مدیریت شدن است بدین معنی كه باید تلاشی مستمر برای ایجاد پذیرش و انجام آنها صرف شود .
4- دستیابی به یكپارچگی نیازمند تلاش مستمر است ؛ منظور از یكپارچگی این است كه تمام اعضای سازمان با داشتن حسی از مقصود مشترك با یكدیگر كار كنند .
رویكردهای مدیریت منابع انسانی (آرمسترانگ ،1993)
دو رویكرد كلی در مدیریت منابع انسانی وجود دارد : رویكرد سخت و رویكرد نرم .
1- رویكرد سخت : به كاركنان مانند دیگر منابع نگاه میشود كه باید معادله ورودی- خروجی برقرار شود و به صورت كارآمد اداره شوند.
2- رویكرد نرم : بیشتر به این حقیقت توجه میكند كه نمیتوان با كاركنان مانند دیگر منابع رفتار كرد ؛ زیرا برخلاف دیگر منابع ، منابع انسانی فكر كرده و عكسالعمل نشان میدهند . در این رویكرد بر استراتژیهایی برای دستیابی به تعهد ، از طریق آگاه ساختن كاركنان از ماموریت ، ارزشها ، برنامههای سازمان و شرایط محیطی ، مشاركت كاركنان در تصمیمگیری در مورد چگونگی انجام امور و گروهبندی كاركنان در تیمهای كاری بدون نظارت رسمی تاكید بیشتری میشود .
در واقع رویكرد سخت بر فرایند مدیریت امور كاركنان تمركز میكند در حالی كه رویكرد نرم بر طرز تلقی كاركنان و چگونگی رفتار با آنان تاكید میورزد . رویكرد سخت ، سیستمها ، رویهها و دستورالعملها و چگونگی انجام فرایندها را مورد بررسی قرار میدهد و رویكرد نرم عوامل انسانی و رفتاری را در نظر میگیرد .
در گام آتی از اهداف و وظایف مدیریت منابع انسانی خواهیم گفت ...
پیغام بگذارید
لینک ثابت