تبلیغات
.::پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران|سایت مرجع مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی كشور::. - موانع برنامه‌ریزی نوآورانه در سازمان
تبلیغات

منوی اصلی

فهرست موضوعی
 تعریف مهندسی صنایع (3)
 تاریخچه مهندسی صنایع (14)
 اصول مهندسی‌ صنایع (5)
 گرایشهای مهندسی صنایع (6)
 کلیدواژه مهندسی صنایع (12)
 نرم‌افزار مهندسی صنایع (7)
 ارگونومی (1)
 الگوبرداری تطبیقی (6)
 برنامه‌ریزی منابع سازمانی (4)
 پژوهش در عملیات (4)
 تفکر ناب (2)
 تولید ناب (5)
 تئوری بهینه‌سازی (1)
 حسابداری مدیریت (3)
 شش سیگما (5)
 طرح‌ریزی‌واحدهای‌صنعتی (1)
 صنایع خودروسازی (22)
 کارشناسی ارشد (8)
 مبانی سازمان و مدیریت (11)
 مدیریت استراتژیک (2)
 مدیریت پروژه (26)
 مدیریت تکنولوژی (3)
 مدیریت تعارض (1)
 مدیریت تغییر (1)
 مدیریت دانش (11)
 مدیریت ریسک (3)
 مدیریت زنجیره تامین (10)
 مدیریت کیفیت (23)
 مدیریت منابع انسانی (9)
 مهندسی ارزش (4)
 مهندسی مجدد (10)
 مهندسی معکوس (3)
 نگهداری و تعمیرات (8)
 هیوریستیک‌ها (3)
 عمومی (5)
 TRIZ (4)
 RFID (2)

نظرسنجی

کاربر محترم ، پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران به چه میزان توانسته است در ارتقای سطح و افزایش دانش شما در زمینه مهندسی صنایع و مفاهیم مرتبط آن موثر عمل نماید ؟




 

در حالی كه گروه‌ها و مدیران برای طراحی آینده شركت‌ها یا سازمان‌های خود به سختی كار می‌كنند، استراتژی‌هایی پیش پا افتاده، محدود، فاقد خلاقیت و اغلب خطرناكی را كه تقریبا محكوم به شكست هستند، برای موفقیت خود برمی‌گزینند. در بیشتر مواقع، تفكر كهنه با ایده‌های دست‌نیافتنی یا محدود عجین شده و دست در دست مسائل سیاسی و ترس آشكار از آینده نامطمئن، باعث می‌شود تا افراد هوشمند و سختكوش، تصمیماتی ضعیف اتخاذ كنند.

تقریبا در تمامی شركت‌ها و سازمان‌ها، همواره با سه موضوع زیر به عنوان موانع كلی تفكر و برنامه‌ریزی نوآورانه مواجه می‌شویم:

1- نیازهای كوتاه‌مدت كه در كسب سود یا كاهش هزینه متجلی بوده و توانایی تفكر بلندمدت را سلب می‌كند.

2- اشتیاق و احساس ایمنی كه در تقلید از رقبا، مانع نوآوری واقعی می‌شود.

3- حفاظت از سرمایه‌گذاری‌ها و هزینه‌های صرف شده‌ای به مثابه اجتناب از سرمایه‌گذاری جدید كه نوعی احساس امنیت یا هاله ایمنی ایجاد كرده و به نابودی خلاقیت می‌انجامد.

نویسنده : سیما مهذب حسینیان - دكترای مدیریت استراتژیك

این موانع، غالبا به دلیلی مشخص ایجاد می‌شوند، آنها دربردارنده «نتایج زودبازده» هستند. با این وجود هیچ سازمانی نمی‌تواند در درازمدت تنها با توسل به نتایج زودبازده، به تمامی قابلیت‌های خود برسد. رقابت و روند بلندمدت و اجتناب‌ناپذیر تخریب خلاق (حتی اگر شما و رقبا، انقلابی در كسب‌و‌كار راه بیندازید) مستلزم آن است كه برنامه‌ریزی استراتژیك جدی گرفته شود. به همین دلیل است كه با وجود دشوار بودن موانع، سازمان‌ها هنوز هم باید برای برنامه‌ریزی وقت صرف كنند. صرف وقت در این زمینه، بسیار باارزش است زیرا می‌تواند ایده‌ها و برنامه‌هایی خلاقانه‌تر و نوآورانه‌تر به بار آورد.
از لحاظ تاریخی، ایده‌های نوین قدرتمند‌ترین نیرو در طول دوران تاریخ بشر بوده است. ایده‌های بنیانی برای خلق چیزهای جدید، پیوسته موجودیت انسانی را به پیش برده‌اند. بنابراین، اندیشه پایه خلق سازمان‌های ما و آینده آنهاست. ریشه بسیاری از برنامه‌ریزی راهبردی ضعیف و غیردقیق، نداشتن تفكر مناسب و ایده‌پردازانه است. اگر به دنبال برنامه‌ریزی نوآورانه هستیم، بهتر است كه دریابیم اندیشه‌های بكر و انگیزشی، قبلا در كجا وجود داشته‌اند. باید به دنبال منبعی برای اندیشه‌های غنی باشیم كه سست و بی‌پایه نبوده و از طرفی به سهولت نیز قابل استفاده باشند.

برنامه‌ریزی به منزله تفكر سازمانی
برنامه‌ریزی، اساسا فرایندی فكری است. ریشه برنامه‌ریزی ضعیف و غیردقیق، نداشتن تفكر مناسب و ایده‌پردازانه است. بنابراین نباید به برنامه‌ریزی به عنوان فرایندی كنترلی نگاه كرد. چرا كه برنامه‌ریزی در واقع نوعی فرایند یادگیری پویاست. شیوه‌ای است تا سازمان یاد بگیرد راه پیش روی خود را چگونه طی كرده و از طریق اتخاذ تصمیمات مناسب، به نحوی مؤثرتر، رقابت كند. كیفیت و اثرگذاری هر برنامه استراتژیك، به وجود رویكرد مبتنی بر یادگیری وابسته است. استراتژی، مستلزم پیاده‌سازی تفكر در صحنه عمل است و هم از این رو، بخش محوری فرایند تبدیل ایده به عمل و واقعیت است. صورت‌بندی استراتژی، مستلزم داشتن تفكر كاربردی در خصوص خلاقیت و حل مسئله است. برنامه‌ریزی یعنی یادگیری و یادگیری یعنی برنامه‌ریزی. برنامه یادگیری باید دستاورد اصلی برنامه استراتژیك مناسب باشد. برنامه‌ریزی استراتژیك یعنی فرایند تفكر درباره آنچه كه سازمان نیاز دارد تا بیاموزد. برنامه استراتژیك مجهز به مؤلفه یادگیری، روشی اثربخش است كه سازمان می‌تواند قوی‌تر، خلاق‌تر و نوآورانه‌تر عمل كند. نقش برنامه‌ریزی، پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف‌پذیرسازی سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییر سازگار كند. وظیفه برنامه‌ریزی، خلق فرایندی تعاملی و مستمر است تا سازمان بتواند با محیط سازگار شود.

توجه یك جانبه به نیازهای كوتاه‌مدت
یكی از موانع تفكر و برنامه‌ریزی نوآورانه، توجه صرف به نیازهای كوتاه‌مدت سازمانی است. در این حالت، دغدغه ذهنی رهبران سازمانی، كسب سود یا كاهش هزینه است. به زعم برخی رهبران، كسب نتایج زودبازده، راهی جز این ندارد اما تكیه بر كمیت، عدد و رقم و نیز غافل شدن از محتوا و درونمایه‌ای كه منجر به این اعداد و ارقام می‌شود، خطرات بسیاری برای سازمان در پی خواهد داشت. عمده‌ترین كاستی، دامن زدن به تفكر كوتاه‌مدت است. در این حالت، هدف سازمان بر دستیابی هرچه سریعتر به اعداد مورد نظر، تمركز می‌یابد. دارایی‌های فیزیكی، جایگاهی مهم‌تر می‌یابد و هزینه كردن در آن، به دلیل استعداد تبدیل سریع به پول و زودبازده بودن نتیجه، سرمایه‌گذاری به حساب می‌آید، اما هرگونه سرمایه‌گذاری در نامشهودها، به دلیل عدم بازدهی سریع در دوران عمر كاری یك مدیریت، هزینه به نظر آمده و در اولویت قرار نمی‌گیرد.

ساده‌انگاری
یكی از موانع تفكر و برنامه‌ریزی نوآورانه، گرفتار شدن در دام تفكر دوگانه است. تفكر دوگانه یعنی برخورد ساده‌انگارانه با پدیده‌ها و واقعیت‌های عینی، اتخاذ یك موضع و پافشاری بر آن و اسیر شدن در چارچوب ذهنی صفر و یك. برخورد ساده‌انگارانه با پدیده‌ها، خلاقیت و نوآوری را از بین می‌برد. برنامه‌ریزی ضعیف، یعنی اتخاذ یك موضع و قدرت بخشیدن به آن در سازمان به‌گونه‌ای كه بر تفكر، برنامه‌ریزی و فرایندهای خلاقیت‌پروری و ایده‌پردازی افراد مسلط شود. چنین تفكری، به نوعی تحویلی‌گری منجر می‌شود زیرا وحدت حقیقی یك پدیده، به قسمت‌های مجزا تفكیك و همین امر سبب درك اشتباه روابط علت و معلولی می‌شود. درغلطیدن در هر نوع چارچوب فكری صلب و انعطاف‌ناپذیر، خود به خود به «گزینش دلخواه» اندیشه‌ها و افكاری می‌انجامد كه فرد با آن خو گرفته و برای او كاملا جا افتاده، پذیرفته شده و ارزشمند است. بدیهی است كه مورد هجوم قرار گرفتن قالب‌ها و الگوها، حالتی از نادانستگی ایجاد می‌كند و همین امر باعث ترس و در نتیجه مقاومت پنهانی فرد می‌شود
.
برای نیل به یك برنامه‌ریزی استراتژیك موفق در سازمان، باید قالب‌های ذهنی دوگانه‌ای را كه به تحلیل «یا این یا آن» می‌انجامند، شكست. در ذهن داشتن و مورد توجه قرار دادن همه‌جانبه‌های واقعیت عینی پدیده‌ها، به تفكر و تحلیل و یادگیری «هم این و هم آن» می‌انجامد. در این صورت، در فرایند برنامه‌ریزی استراتژیك، از سرعت بی‌مورد و اجماع عجولانه پرهیز می‌شود.

تفكر قالبی
یكی از آفات مضر تفكر و برنامه‌ریزی نوآورانه، داشتن تفكر كهنه، قدیمی، قالبی و تقلیدی است. در موارد بسیاری مشاهده می‌شود كه مدیران سازمان‌ها برای طراحی آینده سازمان خود بسختی تلاش می‌كنند، اما برای تحقق موفقیت برنامه‌های استراتژی پیش پا افتاده، محدود، فاقد خلاقیت و اغلب خطرناك را برای دستیابی به موفقیت برمی‌گزینند. دلیل این مسئله، وجود قالب‌های كهنه تفكر است كه با ایده‌های دست‌نیافتنی یا محدود عجین می‌شود. محدود كردن دایره تمركز و تفكر، گرچه درك آنچه را كه موجود است آسان می‌سازد، اما به نوعی ساده‌سازی بیش از حد می‌انجامد كه ریشه تفكر خلاقانه را در سازمان می‌خشكاند. برای باز كردن فضای تفكر و نگرش در فرایند برنامه‌ریزی، می‌بایستی حتی به ایده‌های به ظاهر كوچك و بی‌اهمیتی كه توسط گروهی كوچك از افراد ارائه می‌شوند، توجه كرد. گاه ممكن است كه این ایده‌ها و نكته‌ها، رابطه‌ای مستقیم و روشن با موضوع نداشته باشند. اما تغییر منظر و نوع نگاه باعث می‌شود تا ظرفیت‌های بیشتری برای رصد ایده‌ها و احتمالات جدید به وجود آید. این نوع نگاه از زوایا و منظرهای متفاوت و گوناگون، نوعی نگاه منشوری بوده و باعث بروز دیدگاه‌هایی متفاوت می‌شود. گردهم آمدن افراد با عقاید، افكار، سوابق و نگاه‌های متعدد و مختلف در كنار یكدیگر، باعث می‌شود دید كلان‌نگری بر فرایند برنامه‌ریزی استراتژیك حاكم شود.

نداشتن قصد قوی و روشن
گرچه هیچ قصد و نیتی به خودی خود تاثیرگذار نیست، اما داشتن قصد قوی و روشن، انرژی‌آفرین بوده و برای خلق واقعیت و آینده‌ای كه در پی آن هستیم عاملی موثر است. قصد ما، برداشت ما را تنظیم می‌كند و بنابراین، درك ما را از واقعیت شكل می‌دهد. نحوه تعریف و تشریح پدیده‌ها و رخدادها از نظر ما، تعیین‌كننده چگونگی آنهاست. به همین علت است كه افراد با قصد‌های مختلف می‌توانند واقعیت‌های مختلفی را از شرایط و محیط واقعی همسان، خلق كنند. تاثیرپذیری واقعیت از قصد ما، چیزی جز نقطه نظر ما درباره آن نیست
.
محیط كسب‌و‌كار می‌تواند به هر دلیلی و در هر لحظه‌ای تغییر كند و راه را برای امكان پدید آمدن احتمالات كاملا جدید بگشاید. گاه باید با نگرش‌ها از جهات مختلف درپیچید و فرضیات، باورها، ارزش‌ها و واقعیت‌های مسلم را به چالش فراخواند. پذیرش محدوده وسیع احتمالات، برای خلق محصولات و خدمات جدید و موفق، ضروری است.

انعطاف‌ناپذیری
مسیر حركت شتابناك سازمان‌ها در عصر حاضر، بسیار پرفراز و نشیب است. از جمله عواملی كه باعث عدم پیش‌بینی چگونگی تغییرات می‌شود، اصرار بر ماندن در موقعیت یا جهتی خاص است. امروزه، اصل عدم قطعیت كه در فیزیك كوانتوم مورد توجه قرار گرفته است، در مسائل مدیریتی و از جمله برنامه‌ریزی استراتژیك نیز مدنظر است. مطابق این اصل، محدودیت‌هایی در درك دقیق واقعیت‌ها وجود دارد. مثلا، درك كامل ویژگی‌های یك ایده، باعث می‌شود تا دركی كامل از روند تكامل و دگرگونی آن ایده نداشته باشیم. در حوزه تفكر نیز اگر بر محتوای فكر تمركز كنیم، جهت تفكر را از دست می‌دهیم. توجه به اصل عدم قطعیت در برنامه‌ریزی استراتژیك سازمان، نشان می‌دهد كه سازمان‌ها به یادگیری نیاز دارند زیرا هر پاسخ درست، تنها در زمینه‌ای محدود درست است. اهمیت ذهنیت باز برای یادگیری در این است كه امكان تنظیم مجدد سازمان بر اساس محیطی تغییریافته را فراهم می‌آورد. یادگیری، منجر به انعطاف‌پذیری می‌شود و انعطاف‌پذیری درهای خلاقیت و نوآوری را می‌گشاید. توانایی تغییر كردن سریع‌تر در مقایسه با رقبا، مزیت رقابتی قابل توجهی است
.
آموخته‌ها می‌بایستی منجر به تغییر شوند. سیستم‌ها باید دائما خود را در حالت توازن نگه دارند. وضعیت‌های خارج از توازن، موقعیت‌های جدید متوازن و متعادل را گسترش می‌دهند. مشاركت، نگرش و اعمال ما، بر حالت توازن در چرخه مستمر بازخورد تاثیر می‌گذارد. انعطاف در برابر جریان مستمر اطلاعات حاصل از چرخه بازخورد، امری ضروری است.

نگرش نادرست نسبت به محیط
درك صحیح و مطابق با واقع از محیط كسب‌و‌كار، اساس برنامه‌ریزی استراتژیك و تعیین درست مسیر حركت در محیط است. محیط كسب‌و‌كار، ماهیتی زنده دارد. اگر چنین دركی نسبت به محیط وجود نداشته باشد، رابطه‌ای پویا، زنده و فعال با محیط، تعریف و ترسیم نخواهد شد. نقش برنامه‌ریزی، پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف‌پذیری سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییر و محیط متغیر سازگار كند طی فرایند برنامه‌ریزی و توسعه استراتژی، سردرگمی در برابر درك شرایط محیط كار می‌تواند منجر به ناهمخوانی و ناسازگاری شود. با این دیدگاه، از برنامه‌ریزی به عنوان ابزار یادگیری برای فهم بهتر محیط كسب‌و‌كار یاد می‌شود.

عدم توجه به وجه انسانی برنامه‌ریزی
برنامه‌ریزی، فرایندی انسانی است. برنامه‌ریزی خوب، توسط اشخاص یا تیم‌هایی صورت می‌گیرد كه خود آنها متوازن و متعادل هستند. توازن به مفهوم برقراری تعادل بین قلب و خرد است. ضرورت این مسئله زمانی آشكار می‌شود كه باور كنیم وظیفه برنامه‌ریزی، نگاه متعادل و متوازن به تمامی جنبه‌های احتمالی و سناریوهای گوناگون پیش رو است. باید به همه چیز توجه كرد. كسب‌و‌كاری كه هدف اصلی آن سود رساندن به «تمامی ذینفعان» است، باید چشم‌اندازی فراتر از علاقه به كسب سود و غلبه بر رقبا داشته باشد. سازمان نیز مانند محیط، هویتی جمعی واقعا زنده دارد. عاملی در لایه زیرین و پنهان سازمان وجود دارد كه فراتر ار صورت‌های سود و زیان و دارایی‌های مادی، زمینه چرخش امور سازمان و اخذ انرژی لازم را فراهم می‌سازد. ایده‌های جذاب در سطوح سازمان، موجد و مولد انرژی تلقی می‌شوند. ایده‌ها، امواجی هستند كه از دریای ذهن افراد پدید می‌آیند و سازمان را به حركت وا می‌دارند. وقتی ایده‌های خوب با ارزش‌های جاری مشتریان پیوند خورده و تجلی می‌یابد، موقعیت سازمان تضمین می‌شود. یكنواختی كار و روزمرگی كار، كشنده فكر انرژی‌بخش و خلاق است. رفتار احترام‌آمیز طی فرایند برنامه‌ریزی استراتژیك، تفكر مشاركت‌جویانه و نوآورانه را ترویج و تشویق می‌كند.

نتیجه
برنامه‌ریزی، فرایندی انسانی و پویاست كه توسط اشخاص یا گروه‌ها شكل می‌گیرد. به همین علت باید از توازن و تعادلی همه‌جانبه برخوردار باشد؛ توازنی كه مبتنی بر دل و اندیشه است و نگرشی كلان به مسائل و موضوعات دارد. نقش برنامه‌ریزی نیز پشتیبانی از یادگیری سازمانی و انعطاف‌پذیری سازمان است تا به عنوان مزیتی رقابتی، خود را با تغییرات و محیط متغیر سازگار كند. اساس برنامه‌ریزی استراتژیك و تعیین درست مسیر حركت در محیط، درك صحیح و مطابق با واقع از محیط كسب‌و‌كار است. اگر این درك از آغاز وجود نداشته باشد، تعاملی پویا و فعال با محیط، تعریف و ترسیم نخواهد شد. ریشه شكست برنامه‌ریزی در سازمان‌ها، دور كردن آن از فرایند یادگیری سازمانی و محدود ساختن آن به انجام پروژه‌هایی محدود و منزوی از جریان كسب‌و‌كار است. سازمان‌ها برای برون‌رفت از این معضل، باید موانع مسیر را بشناسند تا بتوانند اقدام به كنار زدن آنها كنند. استفاده از مبانی فكری و نظری مفاهیمی مانند عدم قطعیت كه در فیزیك كوانتوم مطرح است، بخوبی می‌تواند دیدگاه انعطاف‌گرایانه و تلقی‌های نوآورانه را بر برنامه‌ریز‌های سازمانی تقویت كند.

تاریخ: چهارشنبه 1 تیر 1390 | ارسال پیام

 پیرامون سایت

پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران در سال 1384 با هدف دستیابی آسان و رایگان پژوهشگران عرصه مهندسی صنایع و مدیریت صنعتی ایران به متون و مقالات تخصصی شکل گرفت ؛ این تلاش مرهون تخصص و کارآمدی محققین این حوزه است که ذکر نام آنها در کنار آثارشان تنها راه سپاسگزاری ما در این ساختار مجازی است

مصطفی هاشم زاده


آمار سایت
کل بازدیدها:
بازدید امروز:
بازدید دیروز:
بازدید این ماه:
بازدید ماه قبل:
آخرین بازدید:
تعداد کل پست ها:
آخرین بروز رسانی:

آرشیو مطالب
  اسفند 1392 (1)
  تیر 1390 (4)
  خرداد 1390 (1)
  فروردین 1390 (3)
  آبان 1389 (1)
  مهر 1389 (7)
  فروردین 1389 (1)
  اسفند 1388 (2)
  بهمن 1388 (11)
  دی 1388 (2)
  آذر 1388 (1)
  آبان 1388 (1)
  مرداد 1388 (3)
  تیر 1388 (4)
  اردیبهشت 1388 (2)
  اسفند 1387 (1)
  بهمن 1387 (2)
  دی 1387 (1)
  آذر 1387 (3)
  آبان 1387 (4)
  مهر 1387 (1)
  شهریور 1387 (6)
  مرداد 1387 (4)
  تیر 1387 (5)
  خرداد 1387 (1)
  اردیبهشت 1387 (1)
  فروردین 1387 (1)
  اسفند 1386 (1)
  بهمن 1386 (3)
  دی 1386 (3)
 لیست آرشیوها

جستجو در سایت
 


wwwieir
Google