رویكرد به ششسیگما برای كلیه سازمانها (كوچك یا بزرگ - تولیدی یا خدماتی - دولتی یا خصوصی) و مخصوصا صنایع بزرگ یك ضرورت تام است و نه یك انتخاب .
این موضوع را سازمانهای متعدد كوچك و بزرگ دنیا كه طی دو دهه گذشته به سمت این رویكرد روی آوردهاند عنوان میكنند . George Eckes در كتاب انقلاب ششسیگما به روش و دستاوردهای چند پیشگام این موضوع ، خصوصا انقلابی كه وی با استفاده از روش ششسیگما در خود بوجود آورده اشاره میكند . EOQ و ASQ كه به ترتیب نهاد و سازمانهای بسیار معتبر و جهانی كیفیت اروپا و آمریكا هستند ششسیگما را محور فعالیتهای خود و اعضا (عمده كشورهای آمریكایی و اروپایی) قرار دادهاند . آنها به بسط مفهوم ششسیگما در مقیاس ملی میاندیشند و درهمین راستا كشور ایرلند را بهعنوان رهبر ملی این موضوع برگزیدهاند .
مفاهیم و فلسفه درونی ششسیگما از یك سو و بسامد بالای رویكرد سازمانها در دنیا مخصوصا طی پنج سال گذشته به این موضوع از سوی دیگر ، دلایل محكمی هستند كه سازمانهای هوشمند داخلی مخصوصا صنایع بزرگ كشور را به بازبینی برنامههای بهبود خود و هماهنگسازی آنان با این روششناسی فرا خواهد خواند و صد البته زمان عاملی حیاتی برای ماندگاری سازمان خواهد بود .
صنایع كشور دوران گذار خاصی را پشت سر میگذارند ؛ آنها میبایست هرچه سریعتر آماده ورود به صحنه بازار رقابت جهانی بشوند . از چالشهای اساسی آنها افزایش كیفیت و كاهش هزینه میباشد .
این صنایع اگرچه برنامهها و تمهیدات گوناگونی را برای رسیدن به شاخصهای جهانی در كیفیت و قیمت در دستور كار خود دارند اما برای حصول حداقل شرایط ، لازم است تا شتاب تغییرات و بهبود شاخصهای ارزشافزا در رقابت جهانی ، بسیار بیشتر از سطح موجود باشد .
حال سوال اساسی این است كه آیا روشهای بهبود موجود میتواند رویكرد قابل قبول و موفقی برای ورود به صحنه رقابتی داشته باشد ؟ مطمئنا پاسخ مثبت نخواهدبود .
دستیابی به سطح ششسیگما در برخی از صنایع كوچك و بزرگ و برنامهریزی برای رسیدن در كوتاهمدت به این سطح در گروهی دیگر ، استراتژی اصلی بهبود در كسبوكار صنایع دنیا طی یك دهه گذشته بوده است . این صنایع سرمایهگذاری وسیع ذهنی و عملیاتی در راستای این استراتژی انجام دادهاند و آنگونه كه آمار و نتایج كمی نشان میدهد بهرهوری بالایی از این سرمایهگذاریها حاصلشدهاست . به اعتقاد نظریهپردازان مدیریت : امروزه این استانداردهای كیفی صنعت نیست كه تعیینكننده بقا و تعالی صنایع است بلكه پیش از هرچه به این موضوع باید اندیشید كه آیا به سطح خطای ششسیگما رسیدهایم ؟! همه صحبتها و اظهارنظرها در قرن جدید از سطح ششسیگما آغاز خواهد شد آنگونه كه در اواخر قرن گذشته همه صحبتها به ششسیگما ختم میگردید .
یكی دیگر از دلایل تاكید بر رویكرد به ششسیگما در صنایع بزرگ و هوشمند (بهغیر از ضرورت تام آن) این است كه اولا از دید ملی ، صنعت نقش بسیار مهمی در اقتصاد كشور ایفا میكند و لذا یك نگاه استراتژیك ضرورت تحول در این صنعت را مورد تاكید مضاعف قرار خواهد داد ، ثانیا این صنایع پیشنیاز و بستر لازم برای برگزیدن روششناسی ششسیگما را دارد . برخی از زمینههای موجود كه رویكرد صنایع آگاه به سمت ششسیگما را هموار میسازد عبارتند از :
1- تجربیات مفید در استفاده از فنون بهبود و كیفیت و فرایند مانند : كنسول آماری فرایندها (SPC) ، گسترش توابع كیفیت (QFD) ، تجزیهوتحلیل عوامل شكست (FMEA) و طراحی آزمایشهای خطا (DOE) .
2- وجود ظرفیتهای یادگیری سازمانی خصوصا در سطوح كارشناسی و مدیریتی .
3- سطح بالای بینش و اندیشه مدیریتی برای رویكرد و حمایت از طرحهای تحولزا .
4- سطح مناسب تكنولوژی .
5- وجود برخی ابزارهای پایش عملكرد و فرایند .
نقطه شروع اساسی برای به ورود چرخه جهانی بهبود ششسیگما از آموزش آغاز میگردد . آموزش اگرچه در اینجا (ششسیگما) ویژگیهای عام و تخصصی خود را داراست اما بسیار متفاوت با آموزشهای رایج در مدیریت كیفیت كلاسیك است ؛ نگاه ششسیگما به آموزش بسیار نتیجهگرا ، پروژهای ، فشرده و متمركز بر گروههای ششگانه ساختار معرفی شده است .
الگوهای اثربخشی وجود دارد كه برای هر سازمان برنامههای آموزشی كوتاه و میانمدت را تدوین میكند ؛ حركت با آموزشها آغاز میگردد . در خلال آموزشها نحوه طراحی برای ششسیگما به سازمان منتقل میشود و سازمان معیارهای عملی و اجرایی انتخاب پروژههای ششسیگما را درخواهد یافت . آموزشها به معنای شروع استقرار خواهند بود . درخلال آموزشها با تعریف پروژهها ، عملا استقرار ششسیگما آغاز میگردد .
آنچه گفته شد را میتوان ششسیگما در یك نگاه دانست ، اما بدون تردید ادبیات مدیریتی ما در آینده نزدیك گفتگوهای مفصلی در این زمینه را شاهد خواهدبود ، پیش از آن ، جمله زیر جای تعمقی فراوان برای مدیران اندیشمند امروز كشور ما برجای میگذارد : برای اینكه بدانیم ششسیگما چه تاثیری در كسبوكارتان خواهد داشت تصور نمائید كه رقیبتان به این سطح رسیده باشد و شما نرسیده باشید ! (جك ولش مدیرعامل سابق جنرال الكتریك)
پیغام بگذارید
لینک ثابت