تا اواخر سالهای 1940 توسعه مهندسی صنایع مبتنی بر روشهای سنتی تیلور ، گانت و گیلبرت بود . بعد از جنگ جهانی دوم و در اواخر سالهای 1940 و اوایل 1950 ، پژوهش در عملیات به واسطه موفقیتهای بدست آمده در جنگ ، جای خود را در فعالیتهای صنعتی ، بخشهای خدماتی و سازمانهای دولتی و خصوصی باز كرد . مفاهیمی كه توسط تیلور ، گانت ، گیلبرت و دیگران توسعه دادهشدهبودند نیازمند تحلیل مقداری دقیقتر و روشهای سیستمگرا بودند كه تا آن زمان بصورت سنتی به كار گرفته میشدند . ظهور پژوهش در عملیات ، نقطه عطفی در تحول روشهای مهندسی صنایع بود كه نتیجه آن توسعه روشهای مقداری ، الگوریتمهای ریاضی و ... بود كه در بكارگیری موثر مفاهیم توسعهیافته توسط تیلور و دیگران استفاده شد . ممكن است این پرسش مطرح شود كه آیا مهندسی صنایع و پژوهش در عملیات یك نظام واحد هستند یا دو نظام جدا از هم ؟ تاریخ مهندسی صنایع و پژوهش در عملیات جدای از هم است اما فلسفه وجودی هر دو یكی است ؛ یعنی ارائه راهحلهای موثر و كارا برای مسائل مربوط به طراحی ، تحلیل و ارزیابی .
تفاوت اصلی مهندسی صنایع و پژوهش در عملیات حوزه تحلیل ، نوع مدلها و متدولوژیای است كه هر یك استفاده میكنند . توسعههای اولیه مهندسی صنایع در ارتباط با كارگاههای ساخت بوده و به شدت مبتنی بر استفاده از روشهای سیستماتیك ذهنی به جای استفاده از روشهای ریاضی میباشد . بعضی از این روشها شامل برنامهریزی فرایند ، بهبود روشها ، استانداردسازی زمان انجام كار و استفاده از آنها و ارزیابی كار میباشند كه از جمله روشهای سنتی مهندسی صنایع به شمار میآیند . اما در سی سال اخیر بخش اعظم مهندسی صنایع از طریق فنون تحلیل مبتنی بر مفاهیم ریاضی كاربردی صورت گرفته است (میلر و شمید ،1984) .
پیغام بگذارید
لینک ثابت