شركتی كه نتواند دیدگاه خود را در مورد تكنولوژی دگرگون كند توان دست زدن به مهندسی مجدد كسبوكار خود را نیز نخواهد داشت ، وضع شركتهایی هم كه تكنولوژی اطلاعات را برابر با خود كاركردن دانسته و یا نخست در پی شناخت مشكل و سپس یافتن تكنولوژی لازم برای حل آن هستند نیز چنین است . بهرهگیری از فناوری اطلاعات به عنوان دستیار و آسانكننده كار یكی از نیازهای اساسی مهندسی مجدد است . تفكر عینی یعنی تعریف مساله و سپس یافتن یك و یا چند راهحل ، برای بیشتر مدیران ارشد آسان است ولی بكارگیری فناوری اطلاعات در روند مهندسی مجدد ، نیازمند تفكر استنتاجی است ؛ بدین معنی كه نخست یك عامل نیرومند و سازنده را پیدا كنیم و سپس به جستجوی مسالههایی بپردازیم كه عامل یاد شده توانایی حل آنها را دارد . اشتباه بزرگ بیشتر شركتها این است كه فناوری را با دید فرایند موجود خود مینگرند . آنها از خود میپرسند : چگونه میتوانیم از تواناییهای یك تكنولوژی تازه برای پیشبرد ، بالا بردن و بهتر كردن آنچه اكنون انجام میدهیم استفاده كنیم ؟ در حالیكه باید چنین پرسشی را طرح نمایند كه چگونه میتوانیم فناوری را به كار گیریم تا آنچه را اكنون در توانمان نیست انجام دهیم ؟ مهندسی مجدد ، در پی نوآوریست ؛ این فرایند میخواهد با دستیابی به آخرین یافتههای تكنولوژی به هدفهای كاملا تازهای برسد . یكی از دشوارترین بخشهای مهندسی مجدد ، تشخیص توانمندیهای نو و بیسابقه تكنولوژی به جای بهرهگیری از تواناییهای شناخته شده آن است . خریداری تكنولوژی موجود كاری چندان برجسته نیست بلكه باید جنبههای نهفته و خلاقیتهای تازه را كشف و استفاده كرد . پایگاههای اطلاعاتی نوین ، امكان دسترسی به آگاهیهایی را كه در گذشته ویژه مدیریت بود برای همه كاركنان فراهم كرده است ؛ دسترسی به اطلاعات همراه با ابزار تجزیهوتحلیل و نمونهسازی كه كار با آنها بسیار آسان طراحی شده است تواناییهای گستردهای برای تصمیمگیری به كاركنان میرساند . در مهندسی مجدد باید دانست كه تكیه بر تكنولوژی به تنهایی كافی نبوده و لازم است تا از دانستهها بسوی ناشناختهها شتافت .
در گام آتی از كسانی سخن خواهیم گفت كه پیادهسازی مهندسی مجدد بر دوش آنانست ...
پیغام بگذارید
لینک ثابت